فقط چهار رکعت

اين متنو تو يه نشريه خوندم . خوشم اومد. شما هم بخونين.
به نماز که می ايستم ، نگاهم می کنند . و کودک مکبر هم از پشت عينک ته استکاني اش ور اندازم می کند. به رکوع می روم . چشمم به خطوط سايه دار کتابم می افتد :... English for بغض می کنم ... « سمع ا.. لمن حمده ،سجده » خدايا همين يکی رو پاس کنم ديگه چيزی نمی خوام « الله اکبر » خنده ام می گيرد ،سه تا سيب زمینی پشندی « ا.. اکبر» خدايا اينم صداست ، کسی رو بهتر از اين نداشتن «ا... اکبر» کودک مکبر چشم بر نمی دارد . ای بابا انگاری آدم نديده . « ا... اکبر . به حول ا... » صدای قرچ قوروچ زانوهایم بلند می شود . بروی مهر خيره می شوم . .. تربت اعلا .مال کربلا ، ای قربونت برم امام حسين ، يعنی می شه پاسش کنم « قنوت » نگاهی به سقف ترکدار مسجد می اندازم . پنکه سقفی . جدی جدی يادش بخير تابستون . يعنی می شه بازم از راه برسه . معادله های حک شده روی کف دستم جا مونده. خدايا چی کار کنم . نکنه نماز باطل بشه ، ای بابا ولش . ولی مفاتيح نوشته بود اگه ندونين اشکالی نداره . چه قنوت طولانی . انگاری سوره بقره اس « ا... اکبر » نيگا کن . همين ديروز خريده بودمشون . سفيد سفيد بودن ها . از فرشای اينجاس . پس چی می گن هفته غبار روبی . خدايا همين جا نذر می کنم اگه همينو پاس کنم . ترم ديگه خودم تک و تنها می يام همشو می شورم . « ا.. اکبر سمع ا... لمن حمده سجده » جيغ ميکروفن رشته افکارم رو پاره می کنه « ا... اکبر » دوباره با ديدين پشندی ها خندم می گيره . « ا... اکبر» لب بالايي مو گاز می گيرم . خوب مگه چيه همه که ندارن هفته به هفته جوراب عوض کنن. « الحمد ... بحول ا...» دوباره چشمم رو خطهای کتاب مات می مانند . خدايا چی کار کنم . اگه پاسش نکنم چی! « ا... اکبر . رکوع » اصلا اگه پاسش کنم پای پياده نه پای برهنه می رم پابوس آقا امام رضا « سمع ا... لمن حمده ا... اکبر ، سجده » « ا... اکبر ـ ا... اکبر به حول ا...» اصلا امروز چندمه؟ هفدهم ، نه هجدهم !... « ا....اکبر رکوع » چند شنبه اس ؟!دو شنبه اس؟... « سمع ا... لمن حمده ، ا... اکبر . سجده ـ ا... اکبر ... » خدایا امروز چند شنبه است ، آهان یکشنبه مثلا ریاضی داشتیم ها ، خوب هیجدهم !خدایا یعنی فرداست؟! « السلام علیکم و رحمة ا.... و برکاته .. ان ا... و ... »
دو دست پیش می آید و بعد هم صدای آرام « قبول باشه» دستانم را در دستانش گره می زنم . قبول باشه .

/ 9 نظر / 3 بازدید
bande khoda

آره ديگه . خدا گفته دو رکعت نماز بخونيم به يادش باشيم . اما تو نماز از همه چی ياد می کنيم جز خدا

آشناي غريب

روزی واعظی بزرگوار ميره بالای منبر و رو به جمعيت ميکنه و ميگه ای مردم همه انبيا و اوليا اومدن تا انسانهارو از شرک بازدارند اما من امروز اومدم تا بگم بيايد کمی هم مشرک بشيم. ميگم اونها ميگفتن هر کاری رو فقط بخاطر خدا انجام بديد اما من ميگم بياييد کمی از کارهامون رو به خاطر خدا انجام بديم. يعنی لااقل تو کارامون يه کمی هم خدا رو در نظر بگيريم. ای کاش يک نماز دو رکعتی کامل ميتونيستيم تو عمرمون بخونيم فقط دو رکعت شايد کافی باشه.

azy

ايشالله پاس شه!!!

سپيده صبح

بازگشايی مجدد نظر خواهی در وبلاگ گرانسنگ و وزين سپيده صبح را به عموم علاقه مندان مشتاق تبريک و تهنيت ميگوييم!

hosein

خيلی خيلی ممنون منم نخوندم چون وقت نداشتم ولی حتما خواهم خواند خواستم راستشو بگم و پيام الکی نذارم

hosein

حالا خوندم باحال بود

ali

سلام مطلب جالبی بود.راستش همه ما انسانها هر موقع گرفتار ميشيم و احساس نياز ميکنيم به ياد خدا می افتيم. ضمنا ار اينکه محبت کرده به وبلاگم سر زديد سپاسگذارم.

mehdi

kheili khoob bood movafagh bashi