«قد خسر الذین کذّبوا بلقاء الله حتی اذا جائتهم الساعة بغتة قالوا یا حسرتنا علی ما فرّطنا فیها و هم یحملون اوزارهم علی ظهورهم ألا ساء ما یزرون»
«آنها که لقای پروردگار را تکذیب کردند ، مسلماً زیان دیدند. تا هنگامی که ناگهان قیامت به سراغشان بیاید. می گویند:«ای افسوس بر ما که درباره ی آن کوتاهی کردیم!» و آنها (بار سنگین) گناهانشان را بر دوش می کشند. چه بد باری بر دوش خواهند داشت!»

در کارها ، خصوصاً تکالیف شرعی و الهی ، کوتاهی نکنیم. این کوتاهی کردن موحب خسران است. (حتماً تفاوت خسران با ضرر را می دانید. ضرر کردن یعنی سود نکردن ولی خسران یعنی نه تنها سودی نیست بلکه سرمایه ی اولیه هم رفته) خیلی ضرر و حسرت زیادی دارد که بتوانیم و نکنیم. محیط مناسب ، خانواده ی مناسب ، شرایط مناسب ، توانایی های کامل ولی تلاش برای هدف ، صفر. این بسیار حسرت و ضرر دارد. اگر نگاه کنیم ، جاهایی که ما کوتاهی می کنیم خیلی زیاد است. در نماز در درس در احترام و خوش اخلاقی در کسب فضایل کوتاهی و تنبلی می کنیم. که منجر می شود به یک وزر و وبال سنگین در روز قیامت.

***

جالب است. بار سنگین بر دوش چه می کند؟ حرکت را کند و سخت می کند. انرژی می برد. پس معلوم می شود اگر ما در امر لقای پروردگار یعنی در اموری که به خدا و نزدیکی به او مربوط می شود ، هر چه بیشتر همت و تلاش کنیم ، مایه بگذاریم و کوتاهی نکنیم ، حرکتمان به سوی خدا سریعتر و راحت تر می شود. یعنی واقعاً مثل این می ماند که به جای بردن نون و پنیر تا قله ، اجاق و روغن و تاوه و ... (آشپزخانه) را با خود تا قله ببریم که نکند گرسنه مان بشود. همین بار بی خود بردن خسارت است و خدا به آن می گوید : بد باری است!