اگه يه چيزی خيلی با حال باشه ، دوستش داشته باشی ، و برات مهم باشه می گی : ماله منه : ماشين من. خونه من. بابای من . دوست من . ( مخصوصا اگه آدم مهمی باشه ، من پر رنگ تر می شه .‌ ) می خوای اونو به خودت نسبت بدی . فقط ماله منه . ماله من . تازه دلتم می خواد بيشتر از بقيه مال خودت باشه ( انحصاری )
اما خوب . يه جورايی اين مالکيتا تموم می شه . ماشين . خونه ... دوست . ، حتی اگه مثلا رئيس جمهور بابات باشه ،می دونی که چهار سال ديگه ، ديگه بابای تو نيست . در واقع پست می مونه اما آدماش عوض می شن . ديگه پزش ماله يکی ديگه می شه . همه چی همينجوريه ها . اما يه چيز هست ،هر روز داريم بهش افتخار می کنيم . مال خودمونه و هميشگی. تموم هم نمی شه. شايد يه جورايی بيشتر بشه اما کمتر نه . هنوز نفهميدی منظورمو ؟؟!! بابا روزی ۵۱ بار حداقل داری به زبون می ياريش . ا هنوزم نفهميدی؟ باشه خودم بهت می گم :
وقتی تو نماز می ری رکوع ، سجده ، چی ميگی؟ سبحان ربی ....
پاک و منزه است خدای من .....
نکته اش خدای من بود . يعنی می خوای بگی اين خدای به اين بزرگی،عظمت، مهربونی و ... ماله منه . يعنی همراهمه . همه جا . در هر حالت . شايدم ما آدما يه جورايی داريم به خدامونم پز می ديم